X
x جهت سفارش تبليغ در سایت ثامن بلاگ کليک کنيد



داستان پند آموز
داستان پند آموز
داستان پند آموز، نوشته پند آموز‎، ‎نوشته عبرت انگیز‎، ‎داستان پند آموز‎، ‎سخن بزرگان‎، ‎سخنان پائولو کوئیلیو‎، ‎ترجمه پارسی سخنان پائولو کوئیلیو‎، ‎ترجمه فارسی سخنان پائولو کوئیلیو، داستان، مرد و عقرب، داستان کوتاه، داستان بسیار کوتاه

استاد می گوید:

31 خرداد 1391 | نسخه قابل چاپ | نویسنده : Shahrak
خواهش می کنم اگه می خواید نوشته زیر رو بخونید، با دقت به جمله ها توجه کنید، و سرسری از اونها نگذرید. بفرمایید:
‏****

اگر در جاده رویا هایتان سفر می کنید، به آن متعد باشید. هیچ دری را باز نگذارید تا بهانه شود. بهانه ای مانند این که: " خوب، این دقیقن(=دقیقا) همان چیزی نیست که می خواستم ". بذر شکست در همین جا نهفته است.
مسیر خود را بپیمایید. حتی اگر گام های شما نامطمئن است. حتی اگر می دانید می توانستید این مسیر را بهتر بپیمایید. اگر امکانات خود را در لحظه ی اکنون بپذیرید، بی تردید در آینده پیشرفت خواهید کرد. اما اگر محدودیت های خود را انکار کنید، هرگز از آن ها رها نمی شوید.
شجاعانه با مسیر خود روبرو شوید و از انتقاد دیگران نهراسید و مهم تر از همه، نگذارید با " خود انتقادی " فلج شوید.
خداوند در شب های بی خوابی همراه شما خواهد بود و با عشق خویش اشک های شما را خواهد زدود. خداوند یار شجاعان است.
* پائولوکوئیلیو *
برگردان: *آرش حجازی*



برگرفته از کتاب "شبیه ساز کنکور" همگامان




موضوعات مرتبط با این مطلب : داستان کوتاه پارسی

$+ مرد و عقرب +$ (داستان پند آموز)

25 خرداد 1391 | نسخه قابل چاپ | نویسنده : Shahrak


ﺭﻭﺯﻱ ﻣﺮﺩﻱ,ﻋﻘﺮﺑﻲ ﺭﺍ ﺩﻳﺪ ﮐﻪ ﺩﺭﻭﻥ ﺁﺏ ﺩﺳﺖ ﻭ ﭘﺎ ﻣﻲ ﺯﻧﺪ.ﺍﻭ ﺗﺼﻤﻴﻢ ﮔﺮﻓﺖ ﻋﻘﺮﺏ ﺭﺍ ﻧﺠﺎﺕ ﺩﻫﺪ,ﺍﻣﺎ ﻋﻘﺮﺏ ﺍﻧﮕﺸﺖ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻧﻴﺶ ﺯﺩ.ﻣﺮﺩ ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﺳﻌﻲ ﮐﺮﺩ ﺗﺎ ﻋﻘﺮﺏ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺁﺏ ﺑﻴﺮﻭﻥ
ﺑﻴﺎﻭﺭﺩ,ﺍﻣﺎ ﻋﻘﺮﺏ ﺑﺎﺭ ﺩﻳﮕﺮ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻧﻴﺶ ﺯﺩ.ﺭﻫﮕﺬﺭﻱ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺩﻳﺪ ﻭ ﭘﺮﺳﻴﺪ: "ﺑﺮﺍﻱ ﭼﻪ ﻋﻘﺮﺑﻲ ﺭﺍ ﮐﻪ ﻧﻴﺶ
ﻣﻲ ﺯﻧﺪ,ﻧﺠﺎﺕ ﻣﻲ ﺩﻫﻲ. ".
ﻣﺮﺩ ﭘﺎﺳﺦ ﺩﺍﺩ: "ﺍﻳﻦ ﻃﺒﻴﻌﺖ ﻋﻘﺮﺏ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻧﻴﺶ
ﺑﺰﻧﺪ ﻭﻟﻲ ﻃﺒﻴﻌﺖ ﻣﻦ ﺍﻳﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ
ﻋﺸﻖ ﺑﻮﺭﺯﻡ. . . ."


شاید خیلی از این داستان ها شنیدید و براتون کلیشه ای شده باشه. ولی به همین سادگی و با دگرگون کردن افکار و پذیرفتن واقیت ها آدم می تونه توی زندگیش آرامش داشته باشه و از بسیاری از اتفاقات ناراحت نشه و با دیده مثبت نگاهشون کنه. از همین امروز یا امشب بیاید چند نمونه از این اتفاقات رو توی زندگیمون پیدا کنیم و با نگرش دیگه ای بهشون نگاه کنیم. مثلا اگه یه وقتی به همسایه'مون یا به یکی از دوستامون توی یه کاری کمک کردیم، ولی اونا حتی توی یه کار ساده به کمکتون نمیان، بهتره به جای اینکه بگیم اونها آدم بدی هستن، بگیم حتما ما آدم خوبی بودیم و بهتره در آینده هم باشیم. حتی اگه بازم اونا به دردتون نخوردن شما به خوب بودنتون ادامه بدید و توجه کنید که این خوب بودن باعث غرورتون نشه و اون رو وظیفه خودتون بدونید نه اینکه بگید لطف کردم که کار خوبی انجام دادم. باز هم به شهرک سرگرمی و نمایش سر بزنید.
www.nEmayeshTV.ir برای رفتن به صفحه اصلی سایت، اینجا کلیک کنید.
موفق باشید.





موضوعات مرتبط با این مطلب : داستان کوتاه پارسی

شهرک سرگرمی و نمایش